Ranitidine

For The Painful Stomachs

11.7.09

In Jail

دردش چند برابر بود چون چشماتو بسته بودن و نمیدونستی تو ضربه بعد کجات قراره باتون رو نوازش کنه.

31.5.09

Presidential Election

میگه: «ماشینی که داره سقوط می کنه ته دره که راننده ش رو عوض نمی کنن!»
میگم: «بذا لااقل یکی بیاد قفل درو باز کنه بپریم بیرون.»

23.5.09

Godot Cafe is being Transferred

خاطرات ما نیاز به میز و صندلی ندارند؛
نشسته اند همانجا؛ دست زیر چانه؛ هات چاکلت می خورند و میلک شیک.

8.5.09

Wish to Get Lost

صداش تو جمعیت گم شد؛
مثل صدای جیش تو حموم.

19.4.09

the Lover Goat

برایت یک گبه خریده ام با نقش بز،
بیندازی زیر پایت شاید یادت بیاید آن روزهایی که من عاشق را زیر پا له می کردی و من از بزهای توی گبه ساکت تر بودم.

11.4.09

Pulling Up Confidence

- چرا این دختره هی لبخند میزنه بهم؟ زیپم پایینه؟
- نه، اعتماد به نفست.

5.3.09

Translation

«تو از دوست دخت/پس رت سَری»
یعنی
«تو از دوست دخت/پس رت بی عرضه تری»!

24.2.09

Permission = Expectation

اجازه میدی؟ قرض میدی؟ میذاری؟ بردارم؟ میری؟ میاری؟ میبری؟ میرسونی؟میخری؟ یعنی اگه اجازه ندی، قرض ندی، نذاری، برندارم، نری، نیاری، نبری، نرسونی، نخری ناراحت میشم.

28.1.09

Worry for Future or Miss the Past

برگ وقتی داره میفته به درخت نگاه می کنه یا به زمین؟

6.1.09

Dry Heads

داد زد که «چرا خشک شده ای؟»
و قبل از اینکه فرصت کنم بگویم «سرم را نگذاشته بودی»...
رفت سراغ یک خودکار دیگر.

3.1.09

Gaza

شو بازی سیاسی یعنی
فراموش کردن 500 بچه ای که هر ساعت تو آفریقا از گرسنگی زجر کش می شن،
کمک مالی کردن به کودکان غزه.

29.12.08

Hot Coffee in the Cold Nights

خوبیش این بود که هر شب سرد
که می گفتم «سرده، بیا بالا یه دقه شیرقهوه گرم بخوریم.»
گوش می کردی،
با اینکه همیشه می دونستی خیلی بیشتر از یه دقه طول می کشه.

21.12.08

Everyone is Cryin' cause He is Not Sufferin'

پدربزرگ دراز کشیده بی حرف و بی حرکت،
دو متر پایین تر از سطحی که
دو سال بی حرف و بی حرکت دراز کشیده بود.

8.12.08

The Words Were Not Hers

آدم هرچقدر بلندتر داد بزند،
کمتر صدای خودش را می شنود.

28.11.08

Perturbing Things

تعداد چیزایی که آدمو آزار می دن دست آدم نیست،
ولی میزان آزاری که چیزا می دن دستشه.

11.11.08

What to Do When HE Gets Angry?

در مقابل عصبانیت یک مرد،
فقط باید سکوت کرد،
حتی اگر دلیل قانع کننده ای وجود داشته باشد.

Yapram

Smell III (Living in Iran)

در جایی که بو می دهد، برای راحتتر زندگی کردن، باید بو داد.

30.10.08

Smell II

آدم با وجدان آسوده تری در جایی که بو میدهد بو میدهد.

25.10.08

Smell I

تحمل جایی که بو می دهد برای آنان که بو داده اند، راحت تر است.

20.10.08

Remembering

- دیروز به یاد تو بودم و اون قدیما.
- واقعاً؟ :) ینی تو هم هنوز به من فک می کنی؟
- آره، عجب آدم گهی بودی.

12.10.08

Breast Philosophy

خدا اگر به مردها هم سینه می داد باز سراغ سینه زنها را می گرفتند.

3.10.08

the Bite

تا صبح بیدار بودم؛
به لطف پشه،
یا نیش تو.
پشه که هیچ،
تو اگر نیش نزنی
می میری؟

16.9.08

Ramadan

رمضان ماهی ست که در آن مومنان برای قطر زیاد بعضی جاهایشان توجیه دارند.

10.9.08

Sale?

مثلاً برای حراج 30% قیمت قبلی رو ضربدر 1.5 می کنیم و بالاش می نویسیم و خط می زنیم.